ميرزا بيگ جنابدى

64

روضة الصفويه ( فارسى )

دولت در اقطار آفاق منصوب و مرفوع بود ، مرتفع و منخفض گردانيد . چنانچه به مرور دهور و اعوام كه الحال سنهء ثلث و عشرون و الف [ 1023 ه . / 1614 م . ] است موافق ابتداى تحرير اين نسخه از آن رسوم مذموم در ايران خصوصا اثرى باقى نيست . بر مستخبران فن سير و اخبار اين معنى مستور نخواهد بود كه ( عظماى سلاطين سلف ، كه مدّتها قواعد حشمت ايشان مشيّد و مبانى شوكتشان ممهّد بوده ، هر چه خواستند كه كلمه‌اى چند كه كنايه از شتم و ذمّ خلفاى ثلثه بر زبان گذارند مقدورشان نبود . چون معتضد عباسى ، كه فرمان او بر شرق و غرب عالم جارى بود ، در اربع و ثمانين و مأتين [ 284 ه . / 897 م . ] خواست تا بر منابر لعن معاويهء ملعون كنند و صحيفه‌اى كه مخبر بود از مناقب اهل البيت و مثالب ايشان بخوانند مقدور نگشت . همچنين معز الدّولة احمد بن بويه ، كه هريك از برادرانش حاكم عراق و فارس و كرمان بودند و خود فرمانفرماى عراق عرب [ 5 الف ] در كمال شجاعت و اقتدار در سنهء احدى و خمسين و ثلث مائه [ 351 ه . / 963 م . ] اراده نموده بود كه تا كلماتى كه به كنايه لعن لازم آيد بر باب مساجد و ابواب مدارس « 1 » نقش كنند ، ميسّر نگرديد و چون در اين باب مبالغه از حدّ گذرانيد اركان دولتش حسب الصلاح بر آن قرار دادند كه در عوض سبّ و شتم اين كلمات قلمى نمايند كه : لعن اللّه على الظّالمين من آل محمّد من الأوّلين و الآخرين ، و امّا اسم معاويه را به صريح مذكور نگردانند . به همين دستور سلطان محمّد خدابنده كه قدمت دودمان و غلبهء لشكريانش بر احدى مخفى نيست ، در شهور سنهء تسع و سبعمائة [ 709 ه . / 1309 م . ] از صميم قلب به ارشاد أعلم المجتهدين شيخ جمال الدّين مطهّر حلّى و سعادت خدمت قدوة المشايخ فى الآفاق شيخ صفى الدّين اسحاق - نوّر اللّه مضجعها بحقّ أئمة الهدى - اختيار نموده ، فرمان داد كه در سكّه و خطبه در ممالك محروسه‌اش اسامى حضرات ائمّهء اثنى عشر ذكر كنند و در تمام بلاد ممالكش قبول اين معنى نمودند ، الّا اهالى اصفهان كه به قدم ممانعت پيش آمدند . بواسطهء تأديب متمرّدان آن ولايت قريب به بيست هزار سوار مقرّر گرديد كه بدان صوب رفته كسانى كه ابا و امتناع نمايند استيصال ايشان را وجههء مهام گردانند . بعد از وصول به

--> ( 1 ) ف : ابواب البر .